احساس دلتنگی

مرا ذره ذره درون قصه های خوش آب کردند رویای بودن را برایم خواب دیدند لحظه هایم را از من گرفتند و در برابرش ساعت بی کوک روزگار را به من هدیه دادند اشک را در چشمانم ستودند و خنده هایم را سرکوب کردند فریاد را در سینه ام پنهان کردند و سکوت را از من ربودند آزادی ام را در قفس معنا کردند آری آن ها مرا محکوم به زندگی کردند و هرگز از من نپرسیدند که غم هایت چیست؟ مرا به بند زندگی کشیدند و هرگز نپرسیدند که دردهایت چیست؟ نپرسیدند که سبب آنهمه اشک هایت کیست؟ آنها مرا محکوم به زندگی کردند و رفتند رفتند تا بدانم که "هیچ کجا" همینجاست که بفهمم"هیچ کس" ادمهایی هستند که شاید هم نیستند تا بدانم زندگی این است...همین!

http://img.123friendster.com/en/love/403.gif

سه شنبه 20 آذر 1391 - 10:02:01 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

ارسال پيام

سه شنبه 29 مهر 1393   10:02:10 AM

Likes 1

سلام .ما  دعوت شده ناخواسته  مهمانیه این دنیای در حال گذرانیم .پس باید بیاموزیم طریقه شاد و خوب رقصیدن از اونچه که داریم درین مهمانی دنیا.مطلبتون پر غصه اما قشنگو شاعرانه بود

http://satra.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 11 فروردین 1392   6:35:32 PM

Likes 1

zendegi mesle abe toye livane tarak khorde mimoone bokhori tamoom mishe nakhori haroom mishe az zendegit lezat bebar chon dar har sorat tamoom mishe .matalebeto doost daram

ارسال پيام

یکشنبه 28 بهمن 1391   4:44:56 PM

Likes 1

قشنگ بود........ ما محکومیم به همه و هیچ

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت